مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
39
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> كه آيا عقيل وى را به همسرى برگزيده بود يا أو كنيز عقيل به شمار مىرفت وآيا وى بانويى آزاد بود يا برده ؟ البتة بايد بر تاريخنويسان خرده گرفت كه در ثبت حقايق سستى ورزيدهاند ، ولى در نگارش مسائل بىارزش وكم بها كوشش به خرج دادهاند . در اينجا سزاوار است كه پيرامون اين قهرمان بزرگ قدرى بينديشيم ، قهرمانى كه يك تنه وبىهيچ توان رزمى وبدون ياور قدم در شهر كوفه گذارد وبا نداى حسينى أركان شهر را به گونهاى شگفتآور به لرزه درآورد وسلطان أموي را به اضطراب ونگرانى از وضع كوفه واداشت . اين حركت كمنظير خود بهترين گواه بر آن است كه پسر عقيل در أوج فضيلت وشرافت مىزيست وهم از جانب پدر وهم از جانب مادر به كرامتهاى انساني مفتخر بود واز اينرو است كه نويسندگان دربارهء مادر أو سكوت كرده وسخنى از وى به ميان نياوردهاند . اصولًا اگر براي آنان امكان داشت كه از مقام والاي مسلم بن عقيل بكاهند - اگرچه با اشاره به نقائص مادر وى باشد - به اين عمل مبادرت مىورزيدند ، همچنان كه روش اين دشمنان نور وهدايت در مورد خاندان گرانقدر پيامبر وهمهء كساني كه تحت لواى آنان ودر پرتو تعاليمشان مىزيستند ، چنين بوده است . در هر صورت مورخين نسبت به مادر مسلم دو مطلب را نقل كردهاند كه يكى از آنها غير واقعي به نظر مىرسد وما در سطور آينده به بررسى آن خواهيم پرداخت . مطلب ديگر نيز تا حدودي پيچيده ومجمل است ، ولى شخص محقق با دقت در آن ودقت در ساير نكات ثبت شده درمىيابد كه مادر مسلم بانويى عرب وغير برده بوده است ورفتار ابنزياد با مسلم گواه بر اين ادعا مىباشد . زيرا تلاش ابنزياد آن بود كه مسلم را درنظر مردم حقير وفرومايه جلوه دهد وكارهايى را به أو نسبت مىداد كه يقين داشت وى هرگز مرتكب آنها نشده است . اما مىبينيم كه أو در اين گفتوگوها به هيچ روى أشارت به مادر وى نكرده است ، وحال آن كه اگر اين شخص كنيز بود ، مسلّماً ابنزياد همين مسأله را دستاويزى براي سرزنش مسلم قرار مىداد . همچنان كه هشام بن عبد الملك اين رفتار را ناصواب در برابر زيد شهيد - رضوان اللَّه عليه - به كار بست وبه أو گفت : « آيا تو مىپندارى كه مىتوانى بر مسند خلافت تكيه زنى وحال آن كه مادرت كنيزى بيش نبوده وتو شايستگى چنين مقامي را ندارى . » اما زيد بىدرنگ پاسخش گفت : « مادران هيچ گاه مردان را از رشد وتعالى بازنمىدارند . مادر إسماعيل كنيز بود ، ولى اين نكته موجب پيشگيرى أو از نيل به مقام نبوّت وافتخار پدرى براي خاتم الأنبياء صلى الله عليه وآله نگرديد . » ابنقتيبه ، داستان أخير را نقل مىكند ، سپس مىافزايد : مادر مسلم از طايفهء نبطيه واز آل فرزندا بود . بعضي از مورخين دربارهء « نبط » نوشتهاند كه آنان جماعتى از عرب بودند ودر كوهستان شمر 1 واقع در مركز شهرهاى عربى زندگى مىكردند ، سپس به عراق روى آوردند ، تا از سرسبزى وآسودگى آن بهره برند 2 ؛ لذا در أطراف عراق 3 يا در دشتهاى نزديك رود فرات بين بصره وكوفه پراكنده شدند . 4 همهء كساني كه دربارهء اين طايفه سخن گفتهاند ، بر اين نكته اتفاق نظر دارند كه ايشان به زبان عربى -